وقتی ریکی و جی.تی، دو دانشآموز طردشده دبیرستانی تصمیم میگیرند از مدرسه فرار کنند و در ساختمان مخروبه یک بیمارستان متروکه در آن نزدیکی گم میشوند، با کشف هولناکی روبرو میشوند: جسد زنی کاملاً برهنه که به تختی زنجیر شده و با پلاستیک پوشانده شده است. آنها به زودی میفهمند که او هر چیزی هست جز مرده. پسرها به سرعت خود را درگیر سفری پیچیده و در عین حال تکاندهنده میبینند که مرزهای دوستیشان را محک میزند و هر دو را مجبور میکند تا تصمیم بگیرند تا کجا حاضرند درک خود را از درست و نادرست نادیده بگیرند.