وقتی اون سو در یک جاده روستایی گم میشود، با دختری مرموز ملاقات میکند و به خانه افسانهای او در وسط جنگل راهنمایی میشود. در آنجا، اون سو همراه با دختر و خواهر و برادرهایش که هرگز پیر نمیشوند، به دام میافتد. اون سو در نهایت راه خروجی را پیدا میکند که در یک کتاب داستان افسانهای نوشته شده است. اما این کتاب داستانی از کسی جز خود او را روایت نمیکند!