پل به شدت درگیر تفسیر خود از نمایشنامه «دایی وانیا» است و در حالی که از شدت اضطراب فلج شده، با خواندن مقالهای در نیویورکر درباره یک شرکت فناوری پیشرفته که با استخراج روح، وعده کاهش رنجها را میدهد، به راه حلی دست مییابد. او از خدمات آنها استفاده میکند، اما متوجه میشود که روحش به اندازه و شکل یک نخود است.