او که در آستانه سی سالگی و ثروتمند شدن است، هرگز دروغ نمیگوید و تقلب نمیکند، حتی زمانی که نامزد زیبایش به او دستور میدهد و رئیس سختگیرش از تهدید به عنوان انگیزه استفاده میکند. جان هرگز صدایش در نمیآید و مشتاق انجام کار درست است. اما ریک کارلسون اینطور نیست. ریک که مردی چربزبان و فریبکار است، وقتی نه تنها به ساختمان جان نقل مکان میکند، بلکه در شرکت حقوقی رقابتی او مشغول به کار میشود، زندگی جان را زیر و رو میکند.