راجر گرینبرگ، یک موسیقیدان شکستخورده که اکنون در نیویورک به عنوان نجار امرار معاش میکند، به لسآنجلس بازمیگردد تا از خانه برادرش مراقبت کند. او که رانندگی بلد نیست در آنجا سرگردان میشود، تا اینکه فلورنس، دستیار برادرش، به کمک او میآید. فلورنس نیز مانند او روحی سرگردان دارد و این دو ارتباط عمیقی با هم برقرار میکنند که به راجر دلیلی بسیار نیاز برای شاد بودن میدهد.