دنی، خواننده و ترانهسرای فقیر نیویورکی، عاشق آریانا میشود؛ دختری ثروتمند از کنتیکت که در اتفاقی تلخ، توانایی شنیدن موسیقیهایی را که الهامبخش دنی برای نوشتنشان بوده ندارد. آریانا که برخلاف میل مادر کنترلگرش، ویکتوریا، عاشق دنی شده است، میان ماندن در پناه امنی که مادرش برایش ساخته و جنگیدن برای عشقی که میتواند زندگیاش را دگرگون کند، دچار تردید میشود.