شخصیت اصلی داستان زن جوانی به نام جوآن پراتس است که از آگنوسیا (خوانشپریشی حسی) رنج میبرد؛ یک بیماری بینایی عجیب و اولیه که از اختلالات عصبروانشناختی ادراک است. اگرچه چشمها و گوشهای او در سلامت کامل هستند، اما مغزش قادر به تفسیر درست محرکهای دریافتی نیست. جوآن تنها کسی است که از یک راز صنعتی به جا مانده از پدر مرحومش باخبر است و قربانی یک نقشه شوم برای استخراج این اطلاعات میشود. ربایندگان او قصد دارند از وضعیت حسی او برای بیرون کشیدن اطلاعاتی که به شدت به دنبالش هستند استفاده کنند.