فیش شش سال را در زندان گذرانده است. شش سال تنهایی. شش سال سکوت درباره سرقت و مردان دیگری که در آن دست داشتند. شب آزادی او، چهار مردی که او با سکوت خود از آنها محافظت کرده بود، آزادیاش را با یک شام تبریک جشن میگیرند. این وعده غذایی مجموعهای مجلل از سوشی است که روی بدن برهنه یک زن جوان زیبا سرو میشود. دختر سوشی بیحس به نظر میرسد و آموزش دیده تا همه چیز را در اتاق نادیده بگیرد، حتی اگر اوضاع خطرناک شود. طولی نمیکشد که این چهار دزد مهارنشدنی برای پیدا کردن غنیمت گمشده خود، شروع به باز کردن زخمهای قدیمی میکنند.