یک مرد بیخانمان و خودسر وارد شهر جدیدی میشود و خود را در میان هرجومرج شهری گرفتار میبیند؛ شهری که جرم و جنایت در آن حکومت میکند و رئیس تبهکاران بر آن مسلط است. این ولگرد با دیدن فضای شهری پر از سارقان مسلح، پلیسهای فاسد، روسپیهای مورد آزار و حتی یک بابانوئل پدوفیل، تصمیم میگیرد عدالت را به بهترین روشی که بلد است به شهر بازگرداند: با یک شاتگان گیج ۲۰. وقتی او تلاش میکند شرایط را برای نسل آینده بهتر کند، آشوب به پا میشود. عدالت خیابانی در نهایت پیروز خواهد شد.