وندی، همسرش دن و فرزندانشان به تازگی به شهر کوچک استول در کانزاس نقل مکان کردهاند، جایی که دن کشیش جدید آن است. اما در این جامعه آرام با همسایگان مهربان، مجموعهای از اتفاقات وحشتناک در انتظار آنهاست: دختر نوجوانشان با رویاهای هولناکی شکنجه میشود، خواهر کوچکترش برای یک آیین منحرف انتخاب شده است و در اعماق تاریکی این سرزمین، یکی از دروازههای هفتگانه جهنم خون بیگناهان را میطلبد تا موجودات نفرینشده را آزاد کند.