اولین جنگ سایلونها ۱۰ سال است که با شدت ادامه دارد و ویلیام آدامای جوان به عنوان افسر ناوگان ملحق میشود. او که از اعزام نشدن به یک جنگنده و در عوض فرستاده شدن به یک کشتی باری ناامید شده، با کمکخلبانی همسفر میشود که او نیز تمایلی به پرواز با یک تازهکار ندارد، چرا که زمان کمی تا غیرنظامی شدنش باقی مانده است. محموله آنها یک دانشمند غیرنظامی است، اما به محض حرکت، او دستورات جدید و مقصد تازهای برای آنها تعیین میکند. اگرچه او جزئیات زیادی را فاش نمیکند، اما آداما مشتاق است؛ به ویژه از آنجا که این ماموریت شامل ورود به فضای تحت کنترل سایلونها میشود. با این حال، هیچ چیز آنطور که به نظر میرسد نیست.