زن جوانی به نام کلوئی که با تکیه بر هوش خود در خیابانهای نیویورک زندگی میکند، به طور تصادفی با یک اسکیموی اینویت دانا به نام تئو ملاقات میکند. تئو از سوی بزرگان قبیلهاش به نیویورک فرستاده شده تا پیامی را به مردم جهان برساند: یا رفتارهای مخرب خود را تغییر دهیم یا به دست آنها نابود شویم. کلوئی که به دنبال چیزی برای باور داشتن بوده، از تئو الهام میگیرد و با کمک یک وکیل مهربان به نام مونیکا، این سه نفر داستان تئو را در سازمان ملل متحد مطرح میکنند به این امید که آینده بهتری برای همه ما بسازند.