پاریس، اوایل دهه ۱۹۶۰. ژان لویی ژوبر یک کارگزار بورس جدی اما سختگیر است که با سوزان، زنی مبادی آداب و طبقاتی ازدواج کرده و پدر دو پسر نوجوان مغرور است که در حال حاضر در یک مدرسه شبانهروزی تحصیل میکنند. این مرد ثروتمند زندگی آرام اما خستهکنندهای دارد. حداقل تا زمانی که به دلیل شرایطی غیرمنتظره، ماریا، خدمتکار جدید و جذاب خانواده ژان لویی، باعث میشود او بخش خدمه را در طبقه ششم ساختمان مجللی که مالک آن است و در آن زندگی میکند، کشف کند. در آنجا جمعی از خدمتکاران پرشور اسپانیایی زندگی میکنند که به ژان لویی کمک میکنند تا با فرهنگ جدید و رویکرد متفاوتی به زندگی آشنا شود. در کنار آنها و به طور دقیقتر در کنار ماریای زیبا، ژان لویی به تدریج به مرد دیگری تبدیل میشود؛ مردی بهتر.