لورن و کیتی، دو رقیب و دشمن قدیمی دوران دانشگاه، پس از اینکه یکی رابطهاش را از دست میدهد و دیگری اجارهخانهاش گران میشود، همخانه میشوند. آنها در آپارتمان مادربزرگ مرحوم کیتی در نیویورک مدام با هم جروبحث میکنند تا اینکه در یک شب سرنوشتساز، سر و صدای اتاق کیتی باعث میشود لورن وارد اتاق شود و به یک راز کوچک کثیف پی ببرد. این افشاگری آنها را به هم نزدیکتر میکند و لورن (مغز متفکر) و کیتی (استعداد) یک کسبوکار بسیار موفق راه میاندازند. با افزایش سود، دختران در آرزوها و رویاهای خود تجدید نظر میکنند و میفهمند که اگر کسی در دانشگاه روی موهای شما ادرار کرده باشد، دلیل نمیشود که ۱۰ سال بعد نتواند بهترین دوست شما باشد.