لورنا زن تگزاسی باارادهای است که دیگر از کارهای مجرمانه و بیمسئولیتی شوهر غیرقابلاعتمادش، دیل، جانش به لب رسیده است. او که به ستوه آمده، از دوست قدیمیاش، تاینی، کمک میگیرد تا فکری به حال دیل کند، آن هم پس از آخرین خیانت او که مربوط به سرقت ۱۰۰ هزار دلار از یک بانک است.