تری همسر و مادری فداکار با دو فرزند است که زندگی ایدهآلی در حومه آتلانتا دارد. زمانی که کالین، یک زندانی فراری جذاب اما خطرناک، به بهانه خراب شدن ماشینش جلوی در خانه او ظاهر میشود، تری تلفن خود را برای کمک در اختیار او میگذارد. اما او به زودی میفهمد که هیچ کار خیری بیمجازات نمیماند و با ورود این مرد به خانهاش و ایجاد وحشت برای خانوادهاش، خود را در حال تلاش برای بقا میبیند.