درست زمانی که دیوید و فریا به خانه روستایی تازه خریداریشده خود در نزدیکی صخرههای مون میرسند، آرامش آنها با یک خودکشی غیرقابلتوضیح به هم میخورد. وقتی دیوید متوجه میشود که کارگر جدیدشان، رور، با شخصی که از صخره سقوط کرده ارتباط دارد، شروع به شک کردن میکند. دیوید همچنین مطمئن است که رور به فریا چشم دارد، اما فریا این موضوع و تمام فرضیههای دیوید را انکار میکند. دیوید با ورونیکا، زن بیوه، متحد میشود تا پرونده را حل کند و حقانیت خود را به فریا ثابت کند. اما هر چه به حقیقت نزدیکتر میشود، از فریا دورتر میگردد. دیوید باید همه چیز را به خطر بیندازد تا از حقایقی پرده بردارد که فراتر از تصور اوست.