هری یک صنعتگر است که عاشق دخترش بیجلی و رابطهای است که هر دوی آنها با دستیار وفادار هری، یعنی ماترو دارند. با این حال، تصمیم بیجلی برای ازدواج با پسر یک سیاستمدار، پیچوخمهای غیرمنتظرهای را در زندگی ماترو، بیجلی و ماندولا ایجاد میکند.