دیاموند راف که یک یتیم، کلاهبردار، رئیس باند تبهکاری و میلیونر است، همه چیز را در زندگی تجربه کرده است. او در زندان به جرم قتلی که مرتکب نشده، با کشیش ترک وودز ملاقات میکند که او را با مهربانی، شخصیت والا و ایمانش به خدا تحت تاثیر قرار میدهد. راف با عاشق شدن به آپریل، زن جوانی که به بیماری لاعلاج مبتلا است، دوباره برای رشد و تغییر به چالش کشیده میشود. آیا او به رستگاری خواهد رسید؟ پاسخ سادهای وجود ندارد.