استر وودهاوس که به شدت باردار است، در راه بازگشت به خانه از آخرین نوبت معاینه پزشکی خود، مورد حمله وحشیانه یک مهاجم نقابدار قرار میگیرد و چهرهاش آسیب میبیند. این رویداد هولناک زمانی که استر در یک گروه حمایتی تسلی پیدا میکند، به نعمتی غیرمنتظره تبدیل میشود. زندگی سرشار از غم و تنهایی او به روی دوستی، درک متقابل و حتی پذیرش گشوده میشود. با این حال، دوستی و درک متقابل زمانی که از سوی افراد نادرستی پذیرفته شوند، میتوانند بسیار خطرناک باشند.