جک برای اولین بار پس از سالها از خودش راضی است. او تصمیم گرفته دست از رابطههای بیقاعده بردارد و مصرف مواد مخدرش را هم کم کند. اما ناگهان صمیمیترین دوستش در نیمهشب و در مرز سوئد با یک گوزن تصادف میکند. او را در حالی پیدا میکنند که سم گوزن در پیشانیاش فرو رفته و ۲.۵ کیلو کوکائین در صندوق عقب ماشینش دارد. در طول ۲۴ ساعت بعدی، جک خانهاش را از دست میدهد، دوستدخترش او را ترک میکند و دخترشان را هم با خود میبرد. و همانطور که او به زودی خواهد فهمید: وقتی فکر میکنی به ته خط رسیدهای، اوضاع همیشه میتواند بدتر هم بشود.