سالهاست که جورج نیدلمن، بانکدار ملایم وال استریت، بدون توجه به آشفتگی خانوادهاش و تخلفات شرکتش در زندگی روزمره خود غوطهور بوده است، اما وقتی متوجه میشود که برای یک طرح پانزی تحت حمایت مافیا برای او پاپوش دوختهاند، مجبور به بیدار شدن از این غفلت میشود. جورج و خانوادهاش که تحت حفاظت فدرال قرار گرفتهاند، به جنوب و به خانه مادیا فرستاده میشوند؛ جایی که این مادرخوانده جدی و قاطع، با استفاده از روشهای سختگیرانه و خاص خود، همه آنها را سر و سامان میدهد.