ده سال پس از رویدادهای سالن اپرای پاریس، شبح به نیویورک گریخته و در میان وسایل بازی و نمایشهای عجیب و غریب کانی آیلند زندگی میکند. او سرانجام مکانی برای اوج گرفتن موسیقی خود یافته است و تنها چیزی که کم دارد، عشقش کریستین دایه است. شبح برای به دست آوردن دوباره عشق او، کریستین، همسرش رائول و پسر خردسالشان گوستاو را از منهتن به دنیای درخشان و باشکوه کانی آیلند میکشاند؛ غافل از اینکه چه سرنوشتی در انتظار آنهاست...