در حومه کانکتیکات، دو بازیکن بیسبال به نامهای بن و میکی در تلاشند تا از یک طاعون زامبی جان سالم به در ببرند. آنها مجبور میشوند یک «بتری» تشکیل دهند: یک گیرنده و یک پرتابکننده که با همکاری هم تلاش میکنند تا از ضربهزننده، یعنی کسی که به توپ ضربه میزند، پیشی بگیرند؛ و ضربهزننده در این مورد تصادفاً یک زامبی است. بن سرسخت و میکی مهربان اغلب درباره بهترین راه برای برخورد با این شرایط با هم اختلاف نظر دارند. ناگهان آنها صدای یک انسان را از بیسیمهای خود میشنوند. آیا نجات نزدیک است، همانطور که میکی فکر میکند، یا بدگمانی بن توجیه دارد؟