پنی دردفول، دختر نامرده و دیوانه، به همراه دوست صمیمی زامبیاش ند و پسر گرگنما، سه داستان ترسناک را در یک سینمای قدیمی و مخروبه روایت میکنند: در داستان «اسلش در جعبه»، زوج جوانی خود را در تعقیب یک جعبه موسیقی مرگبار میبینند؛ در «صبح روز بعد»، دختر خجالتی به نام آلیس سعی میکند بفهمد دیشب دقیقاً چه اتفاقی برایش افتاده است؛ و در «کشتارگاه»، گروهی از دوستان پس از خراب شدن ون خود در ناکجاآباد، با یک خانواده عجیب و غریب جنگلی مواجه میشوند.