جرمی، یک افسر پلیس محلی، با گذشتهای مبهم و گیجکننده زندگی میکند و زمان حال خود را صرف جستجوی کسی میکند که در کودکی او را ربوده بود. پس از ناپدید شدن کودکان دیگر، جرمی قطعات پازل حقیقت را کنار هم میگذارد و متوجه میشود که رباینده دوران کودکی او ممکن است موجودی افسانهای و باستانی به نام کرامپوس باشد؛ برادر سنت نیکلاس و مجازاتکننده کودکانی که بدون ترس از عواقب، مرتکب کارهای شیطانی میشوند. آیا جرمی میتواند کرامپوس را بکشد و از ناپدید شدن کودکان بیشتر جلوگیری کند؟