ویچونگ مردی درونگرا است که نه سال از ازدواجش با فنگ میگذرد. آنها یک پسر دارند و فنگ مایل است فرزند دیگری داشته باشد. یک روز استیون، دوست قدیمی ویچونگ که اکنون برگزارکننده عروسی است، از راه میرسد و او را تشویق میکند تا به زندگی گذشته خود بازگردد. ویچونگ که نگران از دست دادن همسرش است، مخفیانه و با تردید شروع به ملاقات با یک مهماندار هواپیما میکند.