یک کارآفرین جوان و مدگرا در آستانه راهاندازی بزرگ شرکتش، با شکستی سنگین مواجه میشود. در حالی که تمام زندگیاش از هم پاشیده، او منهتن را ترک میکند تا با خواهر باردارش که مدتی از او دور بوده، شوهرخواهر و برادرزاده سه سالهاش در حومه شهر زندگی کند؛ اما در نهایت مجبور میشود نقش پرستار بچه آنها را ایفا کند. او که با مسئولیتی واقعی روبرو شده، شاید بالاخره مجبور شود بزرگ شود؛ اما نه بدون انجام برخی رفتارهای ناشایست.