چارلی پس از دو سال کار روی دریا به ایست اند بازمیگردد و متوجه میشود خانهاش تخریب شده و همسرش مگی رفته است. بقیه میدانند که مگی اکنون با برت، راننده اتوبوس متاهل و یک بچه نوپا زندگی میکند و همگی با اشتیاق فراوان، مسیر پر از آشوبی را که چارلی برای حل و فصل کارها به راه میاندازد تماشا میکنند.