«تراکو» زن جوانی است که شغلی ندارد. او با «ایواناگا» که مردی متاهل است و همسرش در کما به سر میبرد، رابطه دارد. یک روز، دوست تراکو دست به خودکشی میزند. پس از آن، تراکو تمام طول روز را میخوابد و تنها زمانی بیدار میشود که ایواناگا با او تماس میگیرد.