داستان فیلم حول محور یک کلونی منزوی از خونآشامهای کودک بین ۴ تا ۱۲۰ سال میچرخد که همگی قربانی خونآشامهای بالغ بیرحم بودهاند. رهبری آنها را یک پرستار سابق مقتدر و به شدت مذهبی بر عهده دارد که رسالت زندگی خود را یافتن این «روحهای گمشده» و پرورش آنها در کلونی خود میداند. او از طریق آموزشهای مذهبی و آیینهای برگرفته از مذهب کاتولیک، و گاهی سر زدن به شهرهای اطراف برای تهیه خون، کودکان را برای آنچه خدا برایشان در نظر گرفته آماده میکند.