جک منفرت نویسندهای جاهطلب است که برای گذران زندگی، شغلی به عنوان کارتپخشکن در کازینو میگیرد. جک به عنوان یک ناظر باقی میماند و میداند که همه چیز در زندگی یک قمار است و قماربازان به دنیا آمدهاند تا ببازند. او ناگزیر به درون دنیای کازینو کشیده میشود که این موضوع بر روابط عاطفی و رمانی که در حال نوشتن آن است، تأثیر منفی میگذارد.