سام والچاک که بالاخره موفق شده اولین ماموریت خود را از شرکت تخریب خانوادگیشان بگیرد، برای نظارت بر تخریب یک ساختمان آپارتمانی فرستاده میشود؛ اما در آنجا متوجه میشود گروهی از مستاجران هنوز در این ساختمان محکوم به تخریب زندگی میکنند. یکی از این مستاجران به نام جیمی، افسانهای محلی را برای سام تعریف میکند؛ درباره یک قاتل زنجیرهای که قبلاً در این ساختمان زندگی میکرده و قربانیانش را درون دیوارها دفن میکرده است. بدتر از همه این است که گمان میرود مردگان هنوز هم ساکنان را آزار میدهند.