دیوید بیست و دو ساله همه چیز دارد؛ او جوان و جذاب است و به تازگی در مدرسه رقص معتبری که آرزویش را داشت پذیرفته شده است. اما او رازی دارد: دو سال است که با همسر خواهرش، جولز، رابطه پنهانی دارد. پس از مشاجرهای بین این دو معشوق، دیوید خود را درگیر رابطهای یکشبه با سم میکند؛ دیداری گذرا که به سرعت به چیزی بسیار قویتر تبدیل میشود.