مینکا یک پسر نوجوان اهل پلینزی است که در قلب شهر زندگی میکند. در حالی که مادر معتادش در آستانه فروپاشی کامل قرار دارد، سه نفر وارد زندگی او میشوند که هر کدام وعدهای به همراه دارند و هر کدام از قدرت نابود کردن او برخوردارند.