نوئل هر سال از شمال ایالت نیویورک به شهر نیویورک سفر میکند تا درخت کریسمس بفروشد. امسال که او بدون کمک دوستدختر قدیمیاش بازگشته است، انجام تنها کاری را که به خوبی بلد است غیرممکن میبیند: فروش درخت کریسمس. در حالی که نوئل در مسیر فروپاشی روحی قرار میگیرد و همکاران و مشتریانش را از خود دور میکند، مشخص میشود که شاید همین جامعه محلی تنها کسانی باشند که میتوانند او را از نابودی خودخواسته نجات دهند.