لیا وان، یک لابیگر موفق، با داشتن شغلی رضایتبخش و رابطهای عاشقانه، به نظر میرسد همه چیز دارد. اما وقتی دیو، دوستپسر طولانیمدت او، با برنامههای آیندهاش برای ازدواج و تشکیل خانواده مخالفت میکند، همه چیز از هم میپاشد. جدایی دردناک ناشی از این اتفاق لیا را دلشکسته میکند، تا اینکه او با کارتر دانکن جذاب و خوشتیپ آشنا میشود. به زودی این رابطه نوپا خطرناک میشود؛ چرا که کارتر ماهیت بیثبات خود را فاش میکند و لیا را مجبور میکند تا با مردی که فکر میکرد نیمه گمشدهاش است، به هم بزند. او به زودی میفهمد که کارتر قصد ندارد به این سادگی او را رها کند.