جان سیگر یکی از بهترین مزدوران این حرفه است. جان و گروهش در جزیره گالمورال در آفریقای جنوبی در حال نبرد با سربازان هستند تا سفیر فرانسه را نجات دهند؛ چرا که یک کودتا در جریان است. برخی از سربازان جان، سفیر و خانوادهاش را به رگبار میبندند که باعث شکست ماموریت و کشته شدن بهترین دوستش، رادیو جونز میشود. او به آمریکا بازمیگردد و با شاندرا، همسر رادیو، ملاقات میکند تا خبر را به او بدهد و قول میدهد که از او و پسرش ادی مراقبت کند. اما مدت کوتاهی پس از این عهد، شاندرا و ادی ربوده میشوند.