ند در بحبوحه بحران میانسالی قرار دارد. کار او به عنوان نویسنده در یک برنامه تلویزیونی مبتذل و نیمهمستهجن چندان رضایتبخش نیست. پسر پانزده سالهاش بهتازگی به او گفته که همجنسگرا است و پسر یازده سالهاش تقریباً از همهچیز میترسد. وقتی همسرش، جینی، پدر بیمار و تلخکام خود را از دیترویت به خانه آنها در نیویورک میآورد، فشار مضاعفی بر زندگی مشترکِ از قبل متشنج آنها وارد میشود. در این میان، وقتی یکی از همکاران زن جذابش به او ابراز علاقه میکند، این وسوسه او را در مسیر فروپاشی قرار میدهد.