یک شهابسنگ بزرگ در شهر کوچکی سقوط میکند و سگهای خانگی به شکلی مرموز پرخاشگر میشوند و به ساکنان شهر حمله کرده و آنها را میکشند. رزلین نوجوان و سگ پیر اما وفادارش، شپ، هنگام وقوع این حملات در خارج از شهر مشغول کمپینگ هستند. اکنون رزلین و دیگر اعضای خانوادهاش که به دلیل هرجومرج در شهر و جادههای مسدودشده از هم جدا شدهاند، باید با مبارزه علیه این سگهای تشنه به خون، یکدیگر را پیدا کنند؛ پیش از آنکه سگها کل شهر را تسخیر کنند و فرار غیرممکن شود.