امی، نوجوان سرکش، با رفتن به یک شهربازی سیار و ارزانقیمت که وارد شهر شده، از دستورات والدینش سرپیچی میکند. دوستپسرش، باز، و دوستانشان، لیز و ریچی نیز همراه او هستند. نوجوانان با این تصور که گذراندن شب در تونل وحشت سرگرمکننده خواهد بود، شاهد قتل یک نفر توسط یک کارگر دفرمه و ماسکدار میشوند. امی و دوستانش که در آنجا گیر افتادهاند، باید از دست کارگران قاتل شهربازی فرار کنند و قبل از اینکه شهربازی روز بعد شهر را ترک کند، راه خروجی بیابند.