پس از تلاش ناموفق برای تصاحب ناوگان جنگی فدراسیون، جان ورثی و ژنرال گوستاو به مرگ محکوم میشوند، اما توسط دوستدختر ورثی، جولی، که کنترل یک سفینه فضایی جدید به نام دلیورنس را در دست دارد، نجات مییابند. در همین حال، ناظر بزرگ و حاکم فدراسیون میخواهد سیارههای شورشی را با یک نانوویروس باستانی بیگانه که انسانها را به بردگان بیاراده تبدیل میکند، به بندگی بکشد. سفینه فضایی دلیورنس، ورثی و تیمش تنها کسانی هستند که در مسیر نجات بشریت از بردگی مطلق ایستادهاند.