امیلی برنز در اتاقی اسیر شده است و هیچ ایدهای ندارد که چرا و چگونه به آنجا رسیده است. امیلی که مصمم است فرار کند و نزد دختر و همسرش بازگردد، سرنخهایی را در اتاق پیدا میکند که به او کمک میکند بفهمد چرا در آنجا حضور دارد. این سرنخها حتی اطلاعاتی درباره هویت واقعی او به دست میدهند... اما آیا به فرار او کمک خواهند کرد؟