پس از لغو برنامه پرستار همیشگی خانواده تامپسون، آنها از دوست او، آنا، میخواهند تا در شب سالگرد ازدواجشان از بچهها مراقبت کند. در ابتدا آنا برای بچهها مانند یک رویای شیرین به نظر میرسد؛ او به آنها اجازه میدهد کلوچههای اضافی بخورند و با وسایلی بازی کنند که معمولاً ممنوع هستند. اما با عجیبتر شدن رفتارهای او، بچهها خیلی زود متوجه میشوند که او نیتهای تاریک و شومی دارد و آن کسی نیست که ادعا میکند.