ول خاویر، مردی آواره با گذشتهای مبهم، به شهری کوچک میآید و در فروشگاهی که توسط لیدی تورنس اداره میشود، مشغول به کار میشود. شوهر لیدی، جیب ام. تورنس، بر اثر سرطان در حال مرگ است. در این میان، ول مورد توجه کارول کوتر قرار میگیرد؛ دختر مرموز و سرکش یک خانواده سرشناس محلی.