اسکوبی و اعضای گروه اولین معمای موزیکال خود را در «اسکوبی دو! موسیقی خونآشام» تجربه میکنند. همه چیز از زمانی شروع میشود که آنها یک سفر جادهای موزیکال را به سمت منطقه باتلاقی آغاز میکنند تا در «جشنواره خونآشامها» شرکت کنند؛ یک نمایشگاه فضای باز که به هر چیزی که به دراکولا مربوط میشود اختصاص دارد. در ابتدا به نظر میرسد که قرار است به آنها خوش بگذرد و کلی خوراکیهای جنوبی بخورند، اما با زنده شدن یک خونآشام واقعی که از تابوتش بیرون میآید و همه مردم شهر را تهدید میکند، اوضاع خیلی زود ترسناک میشود. علاوه بر این، به نظر میرسد این خونآشام خوشصدا قصد دارد دافنه را به عنوان عروس خونآشامی خود انتخاب کند! آیا این خونآشام میتواند نواده یک شکارچی معروف خونآشام باشد که سعی دارد کتابش را بفروشد؟ یا شاید او سیاستمدار محلی است که تلاش میکند با حمله به خونآشامها به عنوان موجوداتی کاملاً ناسالم، نامی در مطبوعات برای خود دست و پا کند؟ پاسخها در رویارویی نهایی پر از آواز در باتلاق پیدا میشود، جایی که قهرمانان ما نقاب از چهره یکی از ترسناکترین هیولاهای خود برمیدارند.