پس از اینکه پلیس جسد دختر درک را که به طرز وحشیانهای در ساحل به قتل رسیده پیدا میکند، او عهد میبندد که عامل این جنایت را به سزای اعمالش برساند، حتی اگر آن شخص «عضوی از خانواده» باشد. درک با تحقیق دقیق در تاریخچه شکنجه، خود و زیرزمینش را برای یک هفته تاکتیکهای بیرحمانه آماده میکند تا قاتل دخترش همان دردی را که به بسیاری دیگر تحمیل کرده، با تمام وجود حس کند. در روزگاری که خطر غریبهها همیشه وجود دارد، این پدر مجرد یاد میگیرد کسانی که بیشتر از همه به آنها اعتماد داری، همانهایی هستند که باید بیشتر از همه زیر نظر داشته باشی.