ادی مارینو، کارگر کارخانهای در نیویورک، یک شهروند قانونمدار و مردی معمولی است، تا اینکه روزی یک باند خیابانی سادیستی به طرز وحشیانهای به همسرش حمله کرده و فرزندش را به قتل میرسانند. وقتی یک قاضی فاسد اراذل و اوباش را آزاد میکند، او کنترل خود را از دست میدهد و سوگند انتقام یاد میکند.