در دهه ۱۹۸۰، تد بوینتون که فردی مبادی آداب و سختگیر است، به عنوان فروشنده در دفتر بارسلون یک شرکت مستقر در شیکاگو کار میکند. او با سفر غیرمنتظره پسرعمویش فرد مواجه میشود؛ یک افسر نیروی دریایی که برای یک ماموریت روابط عمومی ناوگان ایالات متحده به اسپانیا آمده است. تد و فرد که در گذشته رابطه چندان دوستانهای با هم نداشتند، با زنانی در این شهر اسپانیایی وارد رابطه میشوند و درگیریهایی را تجربه میکنند؛ تد با کارفرمایش و فرد با جامعه بارسلون.