کیسی، عروس آینده، در طول سفر مجردی خود پیش از عروسی، توسط حشرهای ناشناخته گزیده میشود که در ظاهر بیخطر به نظر میرسد. پس از بازگشت به خانه در حالی که دچار تردید و اضطراب شده، تلاش میکند عروسی را به هم بزند، اما پیش از آنکه موفق به این کار شود، ویژگیهای حشرهمانند در او ظاهر میشود. کیسی در میان دگرگونی فیزیکی و اضطراب عروسی، تسلیم غریزههای جدید خود میشود و شروع به ساختن کندویی میکند که نه تنها تخمهای شفافش را در آن نگه میدارد، بلکه از گوشت انسانهای دیگر نیز تغذیه میکند. با کامل شدن این دگرگونی، کیسی درمییابد که همه چیز میتواند با یک گزش ساده تغییر کند.